خاله شمیم...

سلام جوجوهای من...
چند روزه نتونستم بیام و براتون چیزی بنویسم . کم کاریه منو ببخشید پرنس و پرنسس من...
امروز پتج شنبه هست و پسر مامان تعطیله تازه بابایی هم تعطیله. پس الان چهارتامون پیش هم هستیم و خونواده ی خوشبختیم.
دیروز خاله شمیم طرفای ظهر بود که اومد خونمون . ارشیا گلی که مدرسه بود ولی هانیا گلی اومد پیش خالش و باهاش بازی کرد.
ظهر ساعت یک ربع کم ارشیا گلی مامان اومد خونه . به مامان گفتی که میخوام برم خونه ی باباجون .با هانی با هم رفتین خونه باباجون و پلی استیشنت هم بردی که اونجا بازی کنی . من و خاله شمیم هم ظهر با هم ناهار خوردیم . دیگه عصر خاله شمیم رفت خونه باباجون و شما هم اومدین خونه ...
خلاصه که جوجوهای من . اونروز سرگرم بودیم و خاله شمیم پیشمون بود...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خاله شمیم... 
